اثر تغییر جنسیت بر آثار غیر مالی ازدواج

قرابت و نسب

همان گونه که در بخش دوم آمد؛ «قرابت» به معنای رابطه ی خویشاوندی است و به چهار نوع نسبی، سببی، رضاعی و قرابت ناشی از سرپرستی تقسیم می شود و «نسب» نیز عبارت است از رابطه ی شخصی با دیگری از طریق ولادت، خواه به او منتهی شود مانند نسب پسر نسبت به پدر)، خواه هر دو طرف به شخص ثالثی منتهی شوند (مانند رابطه ی دو برادر که هر دو به پدر یا مادر مشترک منتسب می شوند). با تغییر جنسیت، خویشاوندی نسبی، هم چنان باقی می ماند اما در برخی موارد، این رابطه دستخوش دگرگونی شده و عنوان نسبت تغییر می یابد.

برای نمونه، اگر مردی با زنی تغییر جنسیت دهد، رابطه ی او با پدر و مادرش، اعم از نسبی و رضاعی، همان رابطه ی فرزندی است، فقط جنسیت او تغيير يافته، مثلا دختر ایشان بوده ولی اکنون به پسر آن ها تبدیل شده است و به همین ترتیب با تغییر جنسیت، خواهر به برادر، عمه به عمو، خاله به دایی و.. دگرگون می شود، ولی در مقابل، نسبت سایر افراد با فرد تغییر جنسیت داده، به مانند گذشته است و دگرگونی نمی یابد، یعنی پدر بزرگ، مادر بزرگ، خواهر، برادر، دایی، عمه، خاله، و عموی او، همین نسبت را با وی خواهند داشت.

اما اگر پدر یا مادری، اعم از نسبی و رضاعی، تغییر جنسیت دهد، نمی توان گفت که به ترتیب، به مادر یا پدر فرزندش تبدیل شده، چرا که، به عنوان نمونه، آن چه در رابطه ی مادر و فرزندی اهمیت دارد، این است که فرزندی از رحم مادر تولد یافته باشد و یا با شرایط فرزند رضاعی، به او شير داده باشد، و هر چند پس از مدتی مادر پیشین، تغییر جنسیت داده و همه جا از او با عنوان مرد یاد شود، اما هم چنان رابطه ی او با فرزندش، ارتباط مادر و فرزندی است.

ولی رابطه ی خویشاوندی سببی، در نتیجه ی ازدواج به وجود می آید و میان زن و شوهر، و هر یک از آن ها با خویشاوندان دیگری برقرار است و در این باره تفاوتی میان ازدواج دائم و موقت وجود ندارد. با تغییر جنسیت، ازدواج انحلال می یابد و این خویشاوندی پایان می پذیرد، اما گفته شده که منع ازدواج و حرمت آن، با جنسیت جدید نیز برقرار می باشد. بدین معنا که مثلا، اگر زنی با تغییر جنسیت به مرد تبدیل شود، هیچ گاه نمی تواند با همسر پسرش ازدواج نماید و نیز اگر جنسیت زنی به مرد، دگرگونی يابد، هیچ گاه نمی تواند با مادر شوهر پیشین خود ازدواج کند، چرا که مادر همسر حرمت دارد.

در بخش دوم گفته شد که منظور از سرپرستی، نگهداری و تامین نیازهای مادی و معنوی کودکان و نوجوانان بدون سرپرست و یا بد سرپرست است که بر اساس قانون مربوطه انجام می پذیرد. بر اساس ماده ی 5 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست مصوب 1392: «افراد زیر می توانند سرپرستی کودکان و نوجوانان مشمول این قانون را از سازمان درخواست نمایند.

الف- زن و شوهری که پنج سال از تاریخ ازدواج آنان گذشته باشد و از این ازدواج صاحب فرزند نشده باشند، مشروط به این که حداقل یکی از آنان بیش از سی سال سن داشته باشد.

ب- زن و شوهر دارای فرزند مشروط بر این که حداقل یکی از آنان بیش از سی سال سن داشته باشد.

ج- دختران و زنان بدون شوهر، در صورتی که حداقل سی سال سن داشته باشند، منحصرأ حق سرپرستی اناث را خواهند داشت.» دادگاه در صورت احراز شرایط، ابتدا قرار سرپرستی آزمایشی شش ماهه صادر می کند. اگر یکی از زن و شوهر درخواست کننده ی سرپرستی تغییر جنسیت دهند، ازدواج آن ها انحلال می یابد. هم چنین، ممکن است دختران و زنان بدون شوهر، تغییر جنسیت دهند. پس با این دگرگونی و تغییر جنسیت، هر دو گروه شرایط سرپرستی را از دست خواهند داد. در این باره در ماده ی 12 همین قانون آمده است: «دادگاه می تواند در دوره ی سرپرستی آزمایشی، در صورت زوال و یا عدم تحقق هر یک از شرایط مقرر در این قانون به تقاضای دادستان و یا سرپرست منحصر یا سرپرستان کودک یا نوجوان و با اطلاع قبلی سازمان و هم چنین با تقاضای سازمان قرار صادره را فسخ نماید.»

پس از پایان دوره ی شش ماهه ی آزمایشی، دادگاه تصمیم مقتضی را اتخاذ می کند و ممکن است اقدام به صدور حکم سرپرستی نماید. بعد از صدور حکم سرپرستی نیز، اگر تغییر جنسیت رخ دهد، شرایط سرپرستان دچار دگرگونی می گردد و دادستان و یا سازمان بهزیستی، پس از آگاهی از آن، مراتب را به اطلاع دادگاه می رسانند. بر اساس ماده ی 20 قانون فوق: «در صورت فوت یا زندگی مستقل و جدایی هر یک از سرپرستان یا وقوع طلاق بین آنان، دادگاه می تواند با درخواست سازمان و با رعایت مفاد این قانون، سرپرستی کودک یا نوجوان را به یکی از زوجین با شخص ثالث واگذار نماید.

رعایت نظر کودکان بالغ در این خصوص ضروری است. اگر دختران و زنان بدون شوهر تغییر جنسیت دهند، به مرد تبدیل می شوند و هویت زنانه ی آنان از بین می رود. پس با این تغییر جنسیت، دادگاه به مانند فوت سرپرست، سرپرستی کودک یا نوجوان را به شخص دیگری واگذار می نماید. اما اگر در نتیجه ی تغییر جنسیت مرد، ازدواج زن و شوهر سرپرست منحل شود، دادگاه می تواند سرپرستی کودک یا نوجوان را بر عهده ی زن قرار دهد.

حضانت

حضانت عبارت است از نگهداری و تربيت طفل توسط کسانی که قانون مقرر داشته است. حضانت هم حق و هم تکلیف کسانی می باشد که آن را به عهده دارند. گفته شد که حضانت در دوران زندگی مشترک به عهده ی هر دو پدر و مادر طفل می باشد، در صورت وقوع طلاق و جدایی میان زن و شوهر، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن حضانت با پدر است، در صورت فوت پدر یا مادر یا عدم صلاحیت هر یک از آن ها، حضانت طفل با آن که زنده است و صلاحیت دارد می باشد و در صورت عدم صلاحیت هر دو پدر و مادر و یا فوت آن ها، حضانت در درجه ی اول با جد پدری، و در صورت نبود او، با وصی منصوب از جانب پدر و جد پدری است و در صورتی که هیچ یک از آنان وجود نداشته، حضانت به عهده ی قيم منصوب از جانب دادگاه است و در صورتی که هیچ یک از افراد وجود نداشته، یا در قید حیات نباشند و یا شرایط و صلاحیت حضانت را نداشته باشند، طفل به تناسب موضوع، در حکم اطفال بدون سرپرست و یا بد سرپرست می باشد، که حضانت او در درجه ی اول با سازمان بهزیستی می باشد و ممکن است حضانت او به شخص دیگری واگذار گردد. تغییر جنسیت، به خودی خود تاثیری بر حضانت نخواهد داشت، چرا که آن چه در توصیف پدر یا مادر اهمیت دارد شخصی است که فرزند از نطفه ی او تشکیل شده و یا از رحم او به دنیا آمده است، پس تغییر جنسیت بعدی پدر یا مادر، نسبت او با فرزند را تغییر نمی دهد.

با تعدیل نظر برخی از حقوق دانان که تغییر جنسیت را موجب سلب صلاحیت حضانت می دانند، می توان گفت که این دگرگونی در نظر دادگاه، ممکن است در تعیین صلاحیت شخصی که وظیفه ی حضانت را به عهده دارد، اثر گذار باشد، چرا که آن چه بیش از هر چیز اهمیت دارد، مصلحت و خیر اندیشی طفل است.

ولایت

پیش از این گفته شد؛ منظور از ولایت، سلطه و اختیاری است که برای ادارهی امور مالی محجور به ولی داده شده است. اما گاهی انجام امور غیر مالی هم، به عهده ی ولی گذاشته می شود. ولی خاص، صفت کسانی است که عبارتند از پدر، جد پدری و وصی.

هم چنین ولایت پدر و جد پدری به عنوان ولایت قهری شناخته شده است. در مورد تاثیر تغيير جنسیت بر ولایت، برخی عقیده دارند که صفت «مردی» از ویژگی های عنوان ولایت است، در نتیجه اگر مردی با تغییر جنسیت به زن تبدیل شود، ولایت او ساقط می شود و نیز، اگر زنی با تغییر جنسیت به مرد تبدیل شود، ولایت او ثابت نمی شود، بلکه ولایت به جد پدری می رسد و در نبود جد پدری، حاکم ولی است.

اما هم چنان که دیگران نیز گفته اند، «پدر» عنوان کسی است که فرزند از نطفه ی او به وجود آمده، و پس از تغییر جنسیت پدر به زن نیز، تنها همان شخص را می توان پدر طفل نامید، پس ولایت هم چنان باقی است و صرف تغییر جنسیت اثری بر آن ندارد، اما مادر حتا اگر با تغییر جنسیت به مرد تبدیل شود، در واقع، همان مادر طفل است، پس نمی تواند دارای سلطه و اختیار ولایت گردد.

معرفی وکیل پایه یک دادگستری خانواده

  • مسعود قادریمسعود قادری
    اصفهان خیابان استانداری یزدان ٧ پلاک ٥ واحد ١                                     …
  • مجتبی محمدی – 09126095750مجتبی محمدی – 09126095750
    تهران- شهرک غرب-خ عباس اناری-پ 107-واحد 10                                           …
  • علیرضا نجفی اسکندریعلیرضا نجفی اسکندری
    خمیني شهر-خ شریعتي جنوبي-پاساژ الزهرا-ط 1                                              …
  • حجت اله کریمیان – 09132100173حجت اله کریمیان – 09132100173
    اصفهان- صارمیه- ساختمان تجاری کیان- ط.4- و.111                                           …